به سمت آبسردکن میروم. آهسته یک لیوان آب میخورم. اطرافم را نگاه میکنم. یک شمّاس در طبقهی بالا من را میبیند. دارد به سمت برج ناقوس میرود. سریع یک لیوان آب برای پدربزرگ میریزم و برمیگردم. آب را به او میدهم و صدایم را صاف میکنم:
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.