متن زیر ترجمه بخشی از کتاب جدید پروفسور ریچارد ویکارت، با عنوان «مرگ غیرطبیعی: سقوط پزشکی از درمان به کشتن» است. ریچارد وایکارت پژوهشگر ارشد در مرکز علم و فرهنگ و استاد بازنشسته تاریخ در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، استانیسلاس است. او نویسنده هفت کتاب، از جمله از داروین تا هیتلر، اخلاق هیتلر، مرگ انسانیت و دین هیتلر است. جدیدترین اثر او، نژادپرستی داروینی: چگونه داروینیسم بر هیتلر، نازیسم و ناسیونالیسم سفید تأثیر گذاشت (۲۰۲۲)، به بررسی پیوندهای میان نظریه داروین و ایدئولوژیهای نژادپرستانه پرداخته است.
هنگامی که جانی اریکسون تادا، دختر ۱۷ ساله، در سال ۱۹۶۷ در یک حادثهی شیرجه بهطور تراژیکی از ناحیه گردن دچار شکستگی شد، قابل درک بود که از این خبر شوکهکننده که برای بقیهی عمر از گردن به پایین فلج خواهد بود، تا چه اندازه نگران و ناامید شده باشد. طی ماههای طولانی که در بیمارستان و سپس در مرکز توانبخشی بستری بود، به خودکشی فکر میکرد و حتی از یکی از دوستانش خواهش کرد که به او کمک کند تا خودکشی کند. اگر خودکشی با کمک دیگران در آن زمان برای او یک گزینهی قانونی بود – همانطور که امروزه در کانادا، هلند و برخی کشورهای دیگر برای افرادی که از بیماریهای لاعلاج رنج میبرند قانونی است – به نظر میرسد که احتمالاً به زندگی خود پایان میداد.
شادی، معنا و هدف
اکنون، پس از ۵۷ سال، جانی از اینکه هنوز زنده است و میتواند به دیگران کمک کند، خوشحال است. بیشک، او با چالشها و سختیهای زیادی در زندگی خود روبهرو بوده، اما همچنان اصرار دارد که زندگیاش سرشار از شادی، معنا و هدف بوده است. در واقع، وقتی از دستاوردهای متعدد او مطلع میشویم، شگفتزده میشویم. او سالهای زیادی از زندگی خود را وقف بهبود زندگی افراد دارای معلولیت کرده است. در سال ۱۹۸۸، او به عضویت شورای ملی معلولیت در آمریکا منصوب شد، شورایی که قوانین و مقررات دولتی مربوط به افراد دارای معلولیت را بررسی میکرد. او و همکارانش در این شورا، قانون آمریکاییهای دارای معلولیت را تدوین کردند، که یکی از مهمترین قوانین ایالات متحده در جهت بهبود زندگی افراد معلول محسوب میشود.
او همچنین سازمانی به نام جانی و دوستان را بنیان نهاد، که اردوهایی را برای کودکان معلول و خانوادههایشان برگزار میکند، در کشورهای فقیر ویلچر بهصورت رایگان توزیع میکند، و در مناطق محروم مراکزی ایجاد میکند تا افراد دارای معلولیت بتوانند به خدمات درمانی دسترسی پیدا کنند. او با نوشتن زندگینامه و تهیهی فیلمی دربارهی زندگیاش، با برنامهی رادیویی خود، و با سخنرانیهای انگیزشیاش، میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، او موسیقی ضبط کرده و بسیاری از نقاشیهای زیبا را (با نگه داشتن قلممو بین دندانهایش) تکمیل کرده است. چه زیان بزرگی برای خودش و جهان میبود اگر در اوج ناامیدی پس از آسیبدیدگی، خودکشی کرده بود.
جانی در کتاب خود به نام «چه زمانی مرگ حق است؟ خودکشی، اتانازی، رنج، و شفقت» که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد، به موضوع خودکشی با کمک دیگران پرداخته است. در این کتاب، او قویاً خودکشی، چه با کمک دیگران و چه بدون آن، را رد کرده است. او ابراز شکرگزاری کرده که در زمانی که او نوجوانی افسرده و بستری در بیمارستان بود، خودکشی با کمک دیگران قانونی نبود. او گفته که محبت و مراقبت دیگران اغلب او را از وسوسهی پایان دادن به زندگیاش نجات داده است.
هنگامی که نسخهی جدید این کتاب در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، جانی در مقدمهی آن خاطرنشان کرد که طی این ۲۶ سال اوضاع بدتر شده است. او مینویسد:
«دیگر موضوع صرفاً حمایت از فردی که تصمیم گرفته زندگیاش ارزش زیستن ندارد، نیست. نه، ما اکنون شاهد موارد بیشتری هستیم که در آن، «حق مردن» به افرادی داده شده که در این تصمیم هیچ نقشی نداشتهاند.»
برخی استدلال میکنند که بعضی افراد آنقدر ناتوان هستند که نمیتوانند خودشان تصمیم بگیرند که زندگی کنند یا بمیرند. در چنین مواردی، طبق دیدگاه حامیان اتانازی، یک جامعهی واقعاً با شفقت باید به این افراد کمک کند تا به رنج خود پایان دهند؛ اقدامی که همزمان موجب آسودگی عزیزان و کارکنان پزشکی از مسئولیت مراقبت از آن فرد میشود، و انرژی آنها را برای کارهای دیگر آزاد میکند.
تعاریف ضروری
جانی اشاره میکند که این موضوع با خودکشی با کمک دیگران تفاوت دارد. برای وضوح بیشتر، در اینجا برخی از تعاریف پذیرفتهشده ارائه شده است:
- خودکشی با کمک دیگران: یک پزشک یا فرد دیگری ابزار لازم را برای خودکشی فرد فراهم میکند.
- اتانازی داوطلبانه: بیمار درخواست مرگ میکند و فرد دیگری او را میکشد.
- اتانازی غیرداوطلبانه: بیمار ناتوان از تصمیمگیری یا بیهوش است و فرد دیگری او را میکشد.
- اتانازی غیرارادی: بیمار قادر به قبول یا رد تصمیم است اما از او نظرخواهی نمیشود، یا برخلاف میلش کشته میشود.
- اتانازی منفعل: پزشک یا فرد دیگری از انجام اقدامات حیاتی برای حفظ جان بیمار خودداری کرده یا آنها را متوقف میکند، با قصد منجر شدن به مرگ. (البته، این تعریف بسیار گسترده است و همهی مواردی که اقدامات حیاتی متوقف میشود را شامل نمیشود؛ در واقع، در اکثر موقعیتهای پزشکی، این کار اتانازی محسوب نمیشود.)
در این متن، منظور از «اتانازی» شکلهای فعال آن است، مگر اینکه خلاف آن ذکر شود.
مرگ انسانیت
تا چند دههی پیش، خودکشی با کمک دیگران و اتانازی تقریباً در همه جای جهان غیرقانونی بود. دلیل اصلی این امر، نفوذ گستردهی جهانبینی یهودی-مسیحی بود. در آموزههای سنتی مسیحیت، انسانها به عنوان مخلوقات خداوند دارای ارزش ذاتی هستند. از همین رو، مسیحیت نهتنها قتل، بلکه خودکشی، خودکشی با کمک دیگران و اتانازی را نیز رد کرده است.
افزایش پذیرش خودکشی با کمک دیگران و اتانازی موجب شد که هلند، بلژیک و سوئیس اولین کشورهای غربی باشند که این اقدامات را قانونی کردند. برخی کشورها نیز از آنها پیروی کردند، بهگونهای که اکنون اتانازی یا خودکشی با کمک دیگران در آلمان، اتریش، اسپانیا و کانادا نیز قانونی شده است. همچنین، واشنگتن دیسی و ده ایالت آمریکا، از جمله کالیفرنیا، خودکشی با کمک دیگران را قانونی کردهاند. با این حال، هنوز در بسیاری از کشورها، مخالفت با این موضوع به حدی است که تلاشهای متعددی برای قانونی کردن آن در آمریکا و سایر کشورها هر سال شکست میخورد.
دیدگاهی عمیقاً گمراهکننده
یووال نوح هراری، در کتاب پرفروش خود «انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر»، این دیدگاه را که انسان دارای حقوق ذاتی و ارزش است، رد میکند و با یک دیدگاه علمینما استدلال میکند که:
«از دیدگاه زیستشناسی، انسانها «خلق» نشدهاند، بلکه تکامل یافتهاند. آنها قطعاً بهگونهای تکامل نیافتهاند که «برابر» باشند…»
هراری در واقع، پایههای ارزشگذاری برای زندگی انسان را تضعیف میکند و در نتیجه، پذیرش خودکشی با کمک دیگران و اتانازی را هموار میسازد.
اما این دیدگاه گمراهکننده است. زندگی انسان دارای ارزش، هدف و معنا است. تاریخ نشان داده است که هرگاه فرهنگی از حمایت از زندگی انسان دست برداشته، در نهایت به پایان دادن به زندگی افراد به دلایل مختلف -حتی برخلاف ارادهی قربانیان و خانوادههایشان -روی آورده است. این موضوع، نه فقط برای افراد مذهبی، بلکه برای افراد غیرمذهبی نیز باید نگرانکننده باشد.
منبع: evolutionnews


بدون دیدگاه