دیدگاه سنتی «دو فرهنگ» (به بیان سی. پی. اسنو) میان علوم و علوم انسانی تفاوت قائل میشود. علوم شامل فیزیک، شیمی، زیستشناسی، ریاضیات و مهندسی هستند و هدف اصلی آنها کشف قوانین طبیعی و بهکارگیری آنها در حل مسائل دنیای واقعی است. در مقابل، علوم انسانی، از جمله فلسفه، تاریخ، زبانشناسی و جامعهشناسی و روانشناسی کیفی، به تفسیر جهان و درک عمیقتر تاریخ، فعالیتهای فرهنگی و روان انسان میپردازند. حکمتهایی که این دو فرهنگ ارائه میدهند -یعنی به ترتیب تبیین و فهم- از یکدیگر جدا هستند و تعامل یا درک متقابل اندکی میان آنها وجود دارد. اما در دو دهه گذشته، و برای نخستین بار در تاریخ بشر، فرهنگی جدید به نام «فرهنگ سوم» بر صحنه تاریخی ظهور کرده است. این فرهنگ نوین، که ریشه در فناوریهای جدید دارد، نهتنها شکل خاص خود از عقلانیت را دنبال میکند، بلکه پیشرفتهای دو فرهنگ اصلی را نیز تقویت میکند؛ پیشرفتهایی که بار دیگر به جامعه بازمیگردند، جهان را در قالب دیجیتال دو برابر میکنند و در نهایت آگاهی فردی و جمعی ما را عمیقتر و گستردهتر میسازند تا بیشتر ببینیم و بهتر عمل کنیم.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.